هر خوردنی ٬ خوردنی نیست و هر ...   ٬   ... نیست !

 

و ... ...

من هیچگاه با خودم فکر نکردم ٬ که چرا همواره من ... ؟!

شکست را خوردم و " ر.ی.د.م " به پیروزی ...

پی نوشت :

تقصیر  ِ من نیست ... که پیروزی ٬ خوردنی نیست !!

 

"ن" و "ن"

 

صبح ِ زود بود و مثل همیشه از صبحانه عقب مانده بود !

مادرش همانطور که سُفره را از خُرده های نان پاک می کرد ...

به آرامی و با اندوه گفت : به زودی "نون" آزاد می شه ...

هنوز از "خواب" بیدار نشده ٬ با چشمانی خواب آلود ...

لبخندی زد و گفت : خُدا رو شکر ...

 

نردبان شکستنیست ...

 

در روزگاری که همه به دنبال نردبانند ...

زمین بودن چه سخت است ...

و آسمان ماندن سخت تر ...

ولی نردبان بودن ٬ سخت ترین سادگیست ...

و زمین خوردن ... ... ... ؟!؟

 

پی نوشت :

 

تکیه به آسمان ٬ در سخن زیباست ...

امّا ...

برای ِ نردبانی متّکی به زمین ... تکیه به آسمان ٬  همان سقوط نیست ؟!