تفاوت ، آن است که تو می شنوی و خواهی دید ! امّا ...

 

حرف ها ، همان حروف است ...

تفاوت ، در ترتیب و ترکیب است ...

خیلی خیلی راحت می توان ، دروغ گفت ...

خیلی راحت تر ، میتوان گفت : دروغ  است !

شاید ... دلی شکسته باشم ! ولی نسوزانده ام ...

شکسته را می توان چسباند ... اما ... سوخته را ... !

سوخته ها دیده ام و لب دوخته ام !

دوخته را می توان شکافت ... اما سوخته را ... !

دل را چه کنم ؟!

 

رها از سخت و آسان !

 

چقدر دل کندن را سخت می یابم ... وقتی که وابستگی هایم را به خویش وابسته تر می بینم ...

دل بستن را چه ساده می یابم ...وقتی که دل بستگی هایم ، به دل ، بستگی دارند وبس !

و ... دل ... یعنی ... آزادانه اسیر !!

آری ... به همان اندازه اسیر ِ رهایـیـیَـــم که رها از اسارتم !

می ترسم از شُجاعت !

ولی هنوز هم آنقدر شجاعم که نمی ترسم بگویم که ترسیدم !!

 

عـــُــــبـــــــور و مــــُـــرور

 

اکثرا از عشق عــــبــــور می کنند ، تا متنفـّر شوند !

عده ای هم از تنفـّر عـــبـــور می کنند ، تا عاشق شوند !

عده ای دیگر ، از عشق ، عـــــبـــور می کنند تا عاشق شوند !

کمتر کسی را دیدم که عـــشـــــق را مـــُــــرور  کند ، تا عاشق شود ... ...

...از طرف ِ دیگر ...

...یا شاید همان طرف ...

اکثرا از زندگی عـــبـــور میکنند ، تا بمیرند !

عده ای هم ، زنـــدگـــی را مـــــــرور می کنند تا بمیرند !

عده ای دیگر ، مــــرگ ، را مـــــــرور می کنند تا زندگی کنند !

کمتر کسی را دیدم که از مرگ عبور کند تا زنـدگـی کند ... ... ... ...