چشم را بر هم میزنی و باز می شود ... هنوز ثانیه ای هم نگذشته ...

یک سال از عُمر ... 

به مجال ِ چشم بر هم زدنی ٬ می گذرد ... و در این فاصله ٬ چه چشم ها که بسته می شود و تا ابد بن بست می ماند ... و تنها راه ِ چشم ها یی که گشوده می شود تا ابد باز است ...

زمانی که ثانیه اش بستریست برای سال ها زیستن یا مردن ...

مرگ ِ راه ٬ تولّد ِ بُن بست است ...

اما ...

... تولّد ِ بُن بست ٬ مرگ ِ راه نیست ...

و در طول ِ این عرض ِ کم ... زندگانی ادامه دارد ...