دور یا نزدیک ؟! ... قصّه ی آفرینش ... غُصّه ی دوری ... دلتنگی بارانی
ابر هم عاشق ِ باران بود و از دوری ِ باران ،
دلتنگ ! ولی ... هر چه اشک ریخت ، دور تر
شُد !
(در پلّه هایِ ابتداییِ پاییز ... به امیدِ روز هایی بارانی ... و نه سیل هایی طوفانی ...)
+ نوشته شده در ساعت توسط امیر محمد
|