درست یا غلط ؟! ظاهر و باطن !
پُرسیدم : تو هم مثلِ من زندگی رو مثلِ یک امتحانِ تستی و چهار گزینه ای می بینی ؟
گفت : زندگی رو اصلا شبیهِ امتحان نمی بینم ! چه تستی و چه تشریحی ! بلکه اون رو شبیهِ شبِ امتحانی میبینم که منابعش نا مشخص و نا محدوده و من فقط یک شب وقت دارم ! مدام از این کتاب به سراغِ اون کتاب می رَم و منتظرِ صبحم که برسه و من با آمادگیِ کمم برم سرِ جلسه !
گفتم : منابع که مشخصه ! منابع همون درست و غلط ها بر معیارِ انسانیت و زندگیه !
پرسید : فرض بر این که منابع همینا باشه ، تو درست و غلط ها رو می شناسی ؟!
گفتم : سعی می کنم گزینه هایِ غلط رو بشناسم و رد کنم و در آخر گزینه ی صحیح رو انتخاب کنم !
گفت : گزینه ی غلط رو برایِ من تعریف کن !
گفتم : زندگی رو مثلِ امتحانِ تستی می بینم نه تشریحی ! سوءالت رو تستی بپرس !
کمی فکر کرد و گفت : یک سوءالِ تستی برات می نویسم چهار گزینه ای نه ! بلکه دو گزینه ای ... کاغذ رو برداشت و نوشت :
کُدام غَلَط است؟
۱.غَلَط ۲.قَلَت
هر چی فکر کردم نشد جوابش رو بزنم !!! روشِ ردِّ گزینه هم کارگر نبود !!
بعد گفت : حالا اگه میتونی بگو کودوم غَلَط نیست !
کمی فکر کردم و با خودم گفتم : ولش کن ! انگار اینم دیوونس ... !