وقت طلاست ؟!!

گُفتم : تا لحظه ای که خون در رگ هایم جریان دارد وزنده ام ، دلم همیشه خون است !

گفت : زرگر قدرِ زر را میشناسد و عطّار قدرِ عطر را و ... ولی افسوس که قدرِ جان را جاندار نمی شناسد ! قَدر و ارزِشِ نََفَس را نمی یابی ، مگر این که زمانی سنگینی اش را احساس کنی ! اگَر هنوز هم وقتِ تنفّس داشته باشی ، خواهی فهمید که سبُک بودنش از چندین تُن طلا با ارزش تر است ! ...

گفت : و افسوس و صد افسوس که کارِ بزرگتر ها نصیحت است و کارِ کوچکترها نشنفتنش ...

بدنش سردِ سرد بود ، انگار دیگر سینه اش توانِ حملِ نَفَس هایش را نداشت ، ولی به گمانم هنوز هم مثل همیشه خونگرم بود ! آرام گُفت : حالا وقتِ آن است که بیش از پیش ، به انتها فکر کنم ! و "مرگ" را از انتها به ابتدا بخوانم !! شاید بدنم "گرم" نشود ولی دلگرم تر می شوم و شاید از گرمایِ دلم ، وجودم را حت تر بُخار شود و اُمیدوارم با آرامشش ، نَفَس هایم چندین و چند "گِرَم" سبُک و سَبُک تر شود تا ... ... 

همه گفتند : خدا بیامرزدش ، بیچاره هذیان می گفت !!!

حرفِ هفت ! ... ترسِ تلخ !

 

...

از خوب بودن هم می ترسید ! ... مبادا این بار هم ، حق با

اکثریّت باشد ...

 

چند سوالی ؟! ... فاصله ها ... فاصله تا جواب ...

به نظرِ تو ۲۴ ساعت طولانی تره ؟ یا ۲۴ متر ؟! تو چند ثانیه می تونی ۲۴ متر جلوتر بری یا بدوی ؟! ... تو چند ثانیه یا چند دقیقه یا اصلا چند ساعت می تونی ۲۴ ساعت جلوتر بری ؟! اصلا میتونی بدوی ؟!!! ولی انگار تو برگشتن ، قضیه فرق داره !! (البته خیلی بستگی به سن و حافظت داره !) به چند ثانیه احتیاج داری که به چندین سال قبل بری ؟! . .. ... اصلا میشه برگشت ؟!! چند ثانیه احتیاج داری که به همان متر عقب تر بر گردی ؟!!!!!

فاصله ی مکانی طولانی تره یا فاصله ی زمانی ؟! کدومش محدود تره ؟!  حاصِلِ کدوم فاصله با ارزش تره ؟! نظرت راجع به فاصله چیه ؟! کدوم فاصله رو بیشتر دوست داری ؟! یک سالِ خورشیدی چند متره ؟!یک سالِ نوری چند سالِ خورشیدیه ؟! سرچشمه ی نور ، خورشیده ؟! سالِ نوری طولانی تره یا سالِ خورشیدی ؟! اصلا فکر کردن به این ها مهمّه ؟!!!

فاصله ... خوبه یا بد ؟!

اگه فاصله نبود خیلی چیز ها چقدر بی ارزش تر بود ! انگار تا فاصله نباشه ارزشِ رسیدن مشخص نمی شه ! یعنی اصلا بدونِ فاصله ، رسیدن معنایی داره ؟! بدونِ فاصله ، بودن با رسیدن اصلا فرقی با هم دارن ؟! بودن رو بیشتر دوست داری یا رسیدن ؟!! ربطی به هم ندارن ؟!!! اگر ربط دارن حاضری سختیِ نبودن رو فدایِ شوقِ رسیدن کُنی ؟ (ایثار ، که میگن همینه ؟!) یا شوقِ رسیدن رو فدایِ سادگیِ بودن می کنی ؟ نمیشه انتخاب کرد ! ولی برایِ یه لحظه هم که شُده میشه فکرِ انتخاب کردن رو کرد ! اصلا حاضری چیزی رو فدایِ چیزِ دیگه کنی ؟ بیشتر دوست داری اونجایی که دوست داری باشی یا بیشتر دوست داری به اون جایی که دوست داری بِرِسی ؟! این طوری شاید بشه خیلیا رو خیلی کمتر مقصّر دونست ! مثلا تقدیر رو تو قصّه ی لیلی و مجنون وشیرین و فرهاد ! یا اصلا آدم و حوّا رو تو ...